دریاچههای فلات مرکزی در آستانه فروپاشی؛
گسترش کانونهای گرد و غبار، بحرانی فراتر از کم آبی
به گزارش روابط عمومی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، این پروژه، با مسئولیت اجرای سمانه رضویزاده، عضو هیئت علمی بخش تحقیقات بیابان، از سال ۱۴۰۱ شروع شده و تا پایان سال ۱۴۰۵ ادامه خواهد داشت. در این پژوهش، تغییرات سه پهنه آبی مهم فلات مرکزی ایران شامل دریاچه نمک، دریاچه حوض سلطان و تالاب میقان مورد ارزیابی قرار گرفته است.
یافتههای این پژوهش نشان میدهد دریاچه نمک طی سه دهه اخیر روندی کاهشی در تداوم و وسعت آبگیری داشته و پهنههای پایدار آن، 81 درصد کاهش یافته است. دریاچه حوض سلطان نیز با اُفت حدود ۸۵ درصدی مساحت پهنه آبی، بیشترین کاهش نسبی را تجربه کرده است. تالاب میقان هم با کاهش حدود ۶۳ درصدی میانگین پهنه آبی و گسترش آبگیریهای فصلی، مواجه بوده است.
بر اساس نتایج این مطالعه، خشکیدگی دریاچههای فلات مرکزی، معلول تعامل پیچیدهای از عوامل اقلیمی و انسانی است. کاهش بارشهای مؤثر، افزایش دمای هوا، برداشت بیرویه از منابع آب سطحی و زیرزمینی، توسعه کشاورزی، تغییر کاربری اراضی و احداث سدهای متعدد بر روی رودخانههای ورودی، مهمترین عوامل تشدیدکننده این بحران شناخته شدهاند.
این پژوهش نشان میدهد کاهش جریان رودخانههایی مانند جاجرود، شور و قرهچای که منابع اصلی تأمین آب دریاچه نمک و حوض سلطان هستند، در کنار احداث سدهای متعدد و نادیده گرفتن حقابههای زیستمحیطی، موجب کاهش شدید ورودی آب به این پهنههای آبی شده است؛ بهگونهای که در بسیاری از ماههای سال، جریان سطحی به بستر این دریاچهها نمیرسد.
رضوی زاده معتقد است یکی از مهمترین دستاوردهای این پروژه، مستندسازی ارتباط مستقیم میان خشکیدگی دریاچهها و افزایش گرد و غبار منطقهای است و تحلیل تصاویر ماهوارهای و بررسی تغییرات زمانی و مکانی گرد و غبار نشان میدهد دریاچه نمک، دریاچه حوض سلطان و تالاب میقان به مهمترین کانونهای تولید گرد و غبار در فلات مرکزی ایران تبدیل شدهاند و استانهای قم، تهران، البرز و مرکزی، بهطور مستقیم تحت تأثیر تودههای گرد و غبار ناشی از این مناطق قرار دارند.
بررسیهای انجامشده همچنین نشان میدهد که این پهنههای آبی، که در گذشته نقش مهمی در تنظیم چرخه هیدرولوژیکی، تعدیل اقلیم محلی و حفظ تنوع زیستی ایفا میکردند، اکنون در آستانه فروپاشی اکولوژیک قرار گرفتهاند و ادامه این روند میتواند به گسترش کانونهای گرد و غبار نمکی، تشدید بیابانزایی، افزایش شوری خاک و بروز مخاطرات زیستمحیطی و بهداشتی در بخش وسیعی از فلات مرکزی کشور منجر شود.
رضویزاده تأکید میکند که مدیریت یکپارچه حوزههای آبخیز، تأمین حقابههای زیستمحیطی، کنترل برداشت از منابع آب و بازنگری در سیاستهای مدیریت منابع آب، از مهمترین راهکارهای کاهش روند خشکیدگی این دریاچهها و کنترل کانونهای گرد و غبار است.
بر اساس برنامهریزی انجامشده، نتایج نهایی این پروژه پس از پایان فاز نخست، با تعیین سهم عوامل محیطی (اقلیمی) و انسانی (مدیریتی، برداشت آب، سدسازی و تغییر کاربری) در خشکیدگی دریاچهها، زمینه تدوین برنامه اجرایی احیای این پهنههای آبی را در قالب فاز دوم پروژه فراهم خواهد کرد. همچنین، نقشه نهایی پهنهبندی پتانسیل تولید گرد و غبار، بهعنوان یکی از مهمترین خروجیهای این پژوهش، مبنای اولویتبندی اقدامات اجرایی برای تثبیت کانونهای بحرانی گرد و غبار در فلات مرکزی ایران خواهد بود.
گفتنی است پهنههای آبی واقع در مناطق خشک و نیمهخشک، از جمله تالابها و دریاچههای شور، از اجزای مهم سامانههای محیطی هستند و در تنظیم چرخههای هیدرولوژیکی، تعدیل اقلیم محلی، کنترل کانونهای گردوغبار و حفظ تنوع زیستی نقش دارند. این اکوسیستمها به دلیل وابستگی به بارشهای محدود، روانابهای مقطعی و تعادل شکننده میان تغذیه و تبخیر، از آسیبپذیرترین سامانههای طبیعی به شمار میروند. در دهههای اخیر، تغییرات اقلیمی، کاهش بارش، افزایش دما و فعالیتهای انسانی مانند برداشت بیرویه منابع آب سطحی و زیرزمینی، توسعه کشاورزی و تغییر کاربری اراضی، روند خشکیدگی بسیاری از تالابهای داخلی ایران را تشدید کرده است. پیامدهای این روند شامل افزایش شوری خاک، تشدید فرسایش بادی، افزایش طوفانهای گردوغبار، کاهش تنوع زیستی و تهدید سلامت عمومی است.
