بهرهبرداری انسانی و تولید زغال در جنگلهای بلوط زاگرس، جنوب استان چهارمحال و بختیاری
زیستی و تأمین بخشی از نیازهای معیشتی جوامع محلی نقش مهمی دارند. بلوط ایرانی (Lindl.Quercus brantii ) نیز گونه غالب بسیاری از این رویشگاهها است. وابستگی جوامع محلی به منابع جنگلی، در کنار عواملی مانند چرای دام، قطع درختان و سرشاخهزنی، میتواند فشار قابل توجهی بر ساختار و پایداری این جنگلها وارد کند. چرای مفرط و برداشت مداوم شاخه و سرشاخه نیز با کاهش تجدید حیات، کاهش سطح تاج و تضعیف تدریجی درختان، بهویژه در شرایط خشکسالی و افزایش دما، میتواند آسیبپذیری تودههای بلوط را افزایش دهد.
یکی از اشکال قابل توجه بهرهبرداری از چوب بلوط، تولید زغال چوب است. چوب بلوط به دلیل تراکم و ویژگیهای مناسب، از دیرباز بهعنوان ماده اولیه تولید زغال مورد استفاده قرار گرفته است. در برخی مناطق زاگرس، چوب مورد نیاز کورههای سنتی از طریق قطع درختان، برداشت شاخههای قطور و استفاده از درختان خشکیده یا تضعیفشده تأمین میشود. در صورت انجام این فعالیت در داخل جنگل و بدون نظارت، علاوه بر کاهش زیستتوده چوبی، میتواند موجب تخریب موضعی پوشش گیاهی، آسیب به خاک و افزایش احتمال وقوع آتشسوزی شود.
مشاهده کوره زغال در جنگلهای لردگان
در جریان بازدید میدانی از نواحی جنوبی جنگلهای استان چهارمحال و بختیاری، منطقه جنگلی بخش منج شهرستان لردگان، بقایای یک کوره زغالگیری در داخل محدوده جنگلی مشاهده شد (شکل 1). وجود این کوره در رویشگاه طبیعی بلوط ایرانی، از شواهد عینی بهرهبرداری از منابع چوبی جنگل در این منطقه محسوب میشود. ساختار و محل قرارگیری کوره نشان میداد که فرایند تولید زغال در داخل توده جنگلی انجام شده و بنابراین، دسترسی به چوب جنگل برای تأمین ماده اولیه آن اهمیت داشته است. اهمیت این مشاهده از آن جهت است که برای تأمین چوب مورد نیاز چنین کورههایی، در صورت تداوم فعالیت، ممکن است بخشی از درختان و شاخههای قطور توده طبیعی برداشت شوند. برداشت مکرر شاخه و سرشاخه میتواند موجب کاهش تاج پوشش و توان فتوسنتزی درختان شده و درختان تضعیفشده را در برابر خشکسالی، آفات و سایر تنشهای محیطی آسیبپذیرتر کند. علاوه بر این قطع درختان برای تأمین چوب کوره، در صورت تداوم، میتواند ساختار سنی و قطری توده و توان تجدید حیات طبیعی آن را تحت تأثیر قرار دهد.
از سوی دیگر، وجود کوره زغالگیری در داخل جنگل نشانهای از فشارهای معیشتی و بهرهبرداری محلی از منابع چوبی است. از اینرو، برخورد با این مسئله تنها از طریق جلوگیری از برداشت چوب کافی نیست و لازم است ضمن حفاظت از منابع جنگلی، نیازهای اقتصادی و سوختی جوامع محلی نیز مورد توجه قرار گیرد و راهکارهای جایگزین برای کاهش وابستگی به چوب جنگلی فراهم شود.
با توجه به اینکه جنگلهای زاگرس یک سرمایه ملی و زیستمحیطی ارزشمند محسوب میشوند، مشاهده مواردی مانند کوره زغالگیری در تودههای طبیعی، ضرورت پایش و نظارت مستمر بر روند برداشت چوب، شناسایی محلهای تولید زغال و ثبت آثار بهرهبرداری انسانی را نشان میدهد. در کنار اقدامات پیشگیرانه و توجه به معیشت جوامع محلی، لازم است با موارد برداشت غیرمجاز چوب، تولید غیرقانونی زغال و قاچاق چوب نیز برخورد جدی و قانونی صورت گیرد. اعمال جریمههای مؤثر و بازدارنده برای متخلفان، بهویژه در موارد تکرار تخلف و فعالیت سازمانیافته در زمینه تولید زغال و قاچاق چوب، میتواند نقش مهمی در کاهش اینگونه تخلفات و جلوگیری از تداوم فشار بر تودههای طبیعی بلوط داشته باشد. استمرار نظارت میدانی، شناسایی و برخورد با کورههای غیرمجاز و تقویت اجرای قوانین مرتبط، در کنار ایجاد راهکارهای معیشتی و سوختی جایگزین برای جوامع محلی، میتواند در حفاظت مؤثرتر از منابع جنگلی منطقه نقش داشته باشد.

شکل 1- کوره زغال جنگلهای منطقه جنگلی بخش منج شهرستان لردگان استان چهارمحال و بختیاری
