بررسی پایداری اجتماعی و اکولوژیکی شیوه های مختلف بهره برداری از مراتع (مطالعه موردی: حوزه سد امیرکبیر)

با توجه به نقش شیوه‌های مختلف بهره‌برداری از مراتع و تاثیرآن در بهبود و تخریب مراتع و وجود شیوه‌های مختلف بهره‌برداری در کشور، اقدام به مقایسه شیوه‌های افرازی، مشاعی و شورایی دارای طرح مرتعداری و شیوه های مشاعی و شورایی بدون طرح مرتعداری از نظر وضعیت، تولید، گرایش، تعداد دام مازاد در واحد سطح و سطح حداقل مرتع ‌برای هر بهره‌بردار گردید و شیوه‌های مختلف از نظر این عوامل مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت تا بهترین شیوه یا شیوه‌ها از نظر حفظ پایداری اکولوژیکی معرفی گردد. سپس بررسی پایداری اجتماعی در بهره برداری از مراتع به وسیله پرسشنامه تحت شاخص‌های دخیل در امر مرتعداری (زمین، سرمایه و کار) مورد مطالعه قرار گرفت تا رابطه وضعیت اقتصادی و اجتماعی بهره‌برداران در هر شیوه با حفظ مراتع توسط انها به صورت توصیفی مورد سنجش قرار گیرد. در این راستا نقشه سامان عرفی حوزه سد امیرکبیر با ۷۱ سامان تهیه و ۲۴ سامان از ۶ شیوه بهره برداری (هر یک چهار تکرار) جهت اندازه گیری عوامل ذکر شده انتخاب گردید. پس از بحث ونتیجه گیری در مورد هریک از شیوه های بهره برداری نمایش عمیق و تنگاتنگ پایداری اکولوژیکی و پایداری اجتماعی مشاهده گردید.عدم تفاوت معنی‌دار مراتع طرح‌دار و بدون طرح در هر یک از شیوه‌هاومشاهده تفاوت‌ همراستای اکولوژیکی واجتماعی مراتع ، ناشی از شیوه‌های مدیریتی افرازی، مشاعی و شورایی نتایج دیگر این تحقیق می‌باشد. درپایان شیوه افرازی طرح‌دار با تأکید بر قسمت افرازی بودن، نه طرح‌دار بودن، به عنوان مطلوب‌ترین شیوه در جهت حغظ وضعیت و بهبود مراتع، تعداد دام مازاد کمتر و سطح حداقل مرتع بیشتر برای هر بهره‌بردار معرفی گردید و پایداری اجتماعی مطلوبتر ابن شیوه، موثر در این برتری شناخته شد.

مولف:میرمنصور خلیقی, نعمت الله خلیقی, مهدی فرحپور

دانلود نسخه pdf

بازدید: 5

بررسی آثار تغییرات بارندگی و سطح ایستابی آب زیرزمینی بر پوشش، تراکم و تولید گونه اشنان در منطقه چاه افضل اردکان یزد

بررسی تغییرات پوشش گیاهی و شناخت نحوه تبعیت این تغییرات از شرایط رطوبتی و بارندگی حاکم بر مرتع از مهمترین عواملی است که درتعیین سیستم برنامه ریزی صحیح جهت بهره برداری و مدیریت هر مرتع وحفظ پوشش گیاهی آن مؤثر است. دراین راستا در پایگاه مطالعاتی واقع در حواشی کویرچاه افضل اردکان، درباره تیپ گیاهی اشنان (Seidlitzia rosmarinus) تحقیقاتی صورت گرفت. این گیاه نسبت به شوری بردبار بوده و در مناطقی با سطح آب زیرزمینی بالا به خوبی رشد می‌نماید. در تحقیق حاضر واکنش این گیاه نسبت به نوسانهای بارندگی و تغییرات سطح ایستابی آب زیرزمینی سنجیده شد. با توجه به پنج سال آمار برداشت شده از درصد پوشش تاجی، تراکم و تولید گیاه اشنان که با روش ترانسکت – پلات و نیز نمونه برداری مضاعف صورت گرفت و نتایجی مبنی بر عدم پیروی تغییرات تراکم و پوشش تاجی از نوسانهای بارندگی سالیانه حاصل شد. اما بررسیها نشان داد که درصد پوشش تاجی و تراکم گیاه اشنان با دارا بودن یک سیر نزولی در طی پنج سال از روند افت سطح ایستابی آب زیرزمینی تبعیت نموده و وابستگی زیادی به آن نشان می دهند. با برقراری رابطه رگرسیون، معادلات خطی مابین تراکم و درصد پوشش تاجی با عمق سطح ایستابی آب زیرزمینی، ضرایب همبستگی به ترتیب ۹۹ و ۹۴ درصد حاصل شد. همچنین تحلیلهای آماری گویای عدم ارتباط تغییرات تولید گیاه با سطح ایستابی آب زیرزمینی و پیروی این تغییرات از نوسانهای بارندگی سالیانه دراین منطقه می‌باشد. به این ترتیب معادله تولید بر پایه بارندگی با ضریب همبستگی۹۳ درصد بدست آمد. درنهایت مهمترین عامل در تغییر وضعیت این مرتع کاهش تدریجی سطح ایستابی آب زیرزمینی و تأثیر منفی آن بر تراکم و پوشش تاجی و به طورکلی وضعیت مرتع چاه افضل اردکان شناخته شد که می بایست دراین زمینه راهکارهای مناسبی ارائه گردد.

مولف:جلال عبداللهی, حسین ارزانی, ناصر باغستانی, فخرالسادات میرعسکرشاهی

دانلود نسخه pdf

بازدید: 23

تعیین میزان و شدت آلودگی گونه‌های درختی به سوسک شاخک بلند سارتا Aeolesthes sarta در فضای سبز شهر اصفهان

با توجه به خسارت شدید سوسک شاخک بلند سارتا Aeolesthes sarta در فضای سبز شهر اصفهان، میزان و شدت آلودگی گونه‌های مختلف درختی به این آفت با بازدید حدوداً ۶۲۰۰ اصله درخت در مناطق ده‌گانه شهرداری مورد مطالعه قرار گرفت. شدت آلودگی با محاسبه مجموع تعداد سوراخ خروجی حشره کامل، سوراخ فعال لاروی و آلودگی جدید روی تنه به ازای هر ۱۰ سانتیمتر از قطر تنه درخت تعیین گردید. این بررسی در ۱۰ تکرار و به صورت اسپلیت پلات بر پایه طرح کاملاً تصادفی اجرا شد، به طوری‌که منطقه به عنوان عامل اصلی و میزبان به عنوان عامل فرعی در نظر گرفته شد. با محاسبه رگرسیون خطی بین قطر و میزان آلودگی نیز تأثیر قطر درخت بر میزان آلودگی آن بررسی گردید. نتایج نشان داد که ۷/۳۷% درختان اوجا، ۱/۳۲% درختان نارون چتری، ۸/۲۵% درختان بید، ۳/۲۰% درختان چنار و ۲/۱۶% درختان سپیدار و در مجموع ۳۳% از کل درختان میزبان، آلوده به این آفت بودند. درختان اوجا با میانگین شدت آلودگی ۱/۲ عدد سوراخ و آلودگی جدید بیشترین آلودگی را با داشتن اختلاف معنی‌دار با سایر گونه‌ها به خود اختصاص دادند. نارون چتری، بید، چنار و سپیدار به ترتیب در درجات بعدی قرار داشتند که هر یک در گروه جداگانه‌ای جای گرفتند. در این مطالعه هیچ‌گونه علائم آلودگی یا خسارت سوسک سارتا روی درختان توت، زبان‌گنجشک و اقاقیا مشاهده نگردید. در تمام میزبانها نیز همبستگی بین قطر تنه و میزان آلودگی درخت مثبت و در سطح احتمال ۱ درصد معنی‌دار بود.

مولف: افسانه مظاهری, بیژن حاتمی, سید ابراهیم صادقی, جهانگیر خواجه علی, یوسف نمازی

دانلود نسخه PDF

بازدید: 4

اثر زمان پرس و مقدار مصرف چسب برتخته خرده چوب ساخته شده از مخلوط منابع لیگنوسلولزی جنوب ایران

در این بررسی شرایط بهینه ساخت تخته‌ خرده چوب از ضایعات نخل , کهور پاکستانی , گز و اکالیپتوس کاملدولنسیس موجود در قسمتهای جنوبی ایران با هدف تعیین ویژگیهای فیزیکی و مکانیکی تخته‌ها مورد مطالعه قرار گرفته است. مصرف چسب ۹، ۱۰ و ۱۱ درصد (براساس وزن خشک خرده چوب)، زمان پرس ۵، ۶ و ۷ دقیقه به‌عنوان عوامل متغیر درنظر گرفته شدند. ماده چوبی بکار رفته شامل ضایعات هرس چهار گونه متداول در جنوب کشور، نوع رزین (اوره- فرم آلدئید)، نوع و درصد هاردنر (سخت‌کننده) (کلرور آمونیوم بر مبنای ۲ درصد وزن خشک چسب)، زمان بسته شدن پرس (۵/۴ میلیمتر بر ثانیه)، دانسیته تخته (۷/۰ گرم بر سانتیمتر مکعب)،‌ فشار پرس (۳۰ کیلوگرم بر سانتیمتر مربع) و درجه حرارت پرس (۱۶۰ درجه سانتیگراد) به‌طور ثابت فرض گردیدند. تخته‌های ساخته شده مطابق با استاندارد DIN-68763 جهت تعیین ویژگیهای فیزیکی و مکانیکی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج بدست آمده نشان داده است که: – با افزایش میزان درصد چسب از ۹ به ۱۱ درصد مقاومت خمشی، مدول الاستیسیته و چسبندگی داخلی افزایش یافته و واکشیدگی ضخامتی پس از ۲ و ۲۴ ساعت غوطه‌وری در آب کاهش یافته‌اند.همچنین درزمان پرس ۶ دقیقه ویژگیهای فیزیکی و مکانیکی در شرایط مطلوب قرار داشته است .

مولف:امیر نوربخش حبیب آبادی, ابوالفضل کارگرفرد

دانلود نسخه pdf

بازدید: 21

الگـوی برش چوب صنـوبر Populus nigra

۲۰ درخت صنوبر (Populus nigra)از منطقه کرج قطع شد و پس از تبدیل به گرده بینه‌هایی به طول۲۳۰ سانتیمتر و برش آنها به دو روش راه پهن (Live Sawing) و با استفاده از اره نواری افقی و یک رو یک نر شده با استفاده از اره نواری عمودی و در ۸ کلاسه قطری (۸ سطح) و تهیه تخته به ضخامت اسمی ۶۰ میلیمتر انجام گردید. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که برش راه پهن دارای بازده برش بیشتری نسبت به دیگر روش برش چوب می‌باشد. به منظور جلوگیری از ایجاد ترک و شکافهای انتهایی، مقاطع کلیه تخته‌ها با رنگ روغنی رنگ آمیزی گردیدند (این عمل قویا در کلیه عملیات چوب بری و چوب خشک‌کنی توصیه می‌گردد). در پایان الگوی برش (Sawing Pattern) مناسب جهت کلاسه‌های قطری گرده بینه‌های مورد بررسی در این تحقیق جهت برش و تهیه تخته به ضخامت اسمی ۶۰ میلیمتر، ارائه گردید.

مولف:حسین حسین خانی, عبدالرحمن حسین زاده, فرداد گلبابائی, عباس فخریان روغنی, مسعودرضا حبیبی

دانلود نسخه pdf

بازدید: 22

بررسی تولید نهال۱۰گونه مهم پهن برگ بومی با ارزش در نهالستانهای جنگلی شمال ایران

توسعه و احیا از محورهای عمده در برنامه جامع صیانت از جنگلهای شمال کشور می‌باشند که با تولید نهال استاندارد تحقق می یابد. با توجه به اهمیت این جنگلها، جنگلکاری تولیدی و به تبع آن تولید نهال در عرصه نهالستان از نظر گونه و مشخصات کمی و کیفی جایگاه ویژه‌ای در این برنامه خواهد داشت. در این مطالعه آمار و اطلاعات نهالهای تولید شده با گونه‌های مختلف و با تکیه بر ۱۰ گونه با ارزش پهن برگ بومی در ۲۱ نهالستان شمال طی یک دوره پنج ساله (از سه ماهه دوم۱۳۷۷ تا ۱۳۸۱) مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در طی دوره مطالعه ۵۶ گونه شامل ۳۱ گونه پهن برگ و ۲۵ گونه سوزنی برگ تولید شده و تولید متوسط سالیانه حدود ۳۰ میلیون اصله نهال می‌باشد. سهم پهن برگان از کل نهالهای تولیدی ۶۹% و سهم سوزنی برگان ۳۱% و از کل نهالهای پهن برگ تولیدی ۹۵% بومی و ۵% غیر بومی هستند. از مجموع نهالهای سوزنی برگ تولیدی ۸۴% غیر بومی و ۱۶% بومی هستند. بر اساس این پژوهش، ۴ گونه مهم افرا، توسکا، زبان گنجشک و بلند مازو (از پهن برگان با کیفیت بسیار خوب که مصارف بسیار زیاد و اغلب بسیار گسترده ای دارد و از آن به صورت چوب تراش یا روکش سازی استفاده می شود) که بیش از ۵۰ درصد کل تولید نهالستانها را به خود اختصاص داده اند. در میان گونه‌های مذکور، افرا و توسکا در مقایسه با کل گونه‌های تولید شده بیشترین سهم را دارند. نتایج بررسیهای اقتصادی در مورد بهای چوبهای تولیدی برای گونه‌های مذکور نشان می‌دهد که افرا از بالاترین جایگاه اقتصادی برخوردار بوده و سه گونه دیگر به ترتیب شامل توسکا، زبان گنجشک و بلند مازو پس از آن قرار می‌گیرند

مولف:محمدباقر خدایی, منوچهر امانی

دانلود نسخه pdf

بازدید: 21

ارزیابی کمی وکیفی زادآوری طبیعی درحفره‌های ایجاد شده راشستانهای گلبند (سری جمند)

طبق بررسیهای انجام شده در بعضی از حفره‌های طبیعی ایجاد شده در توده‌های راش منطقه گلبند، تجدید حیات به نحو مطلوب مستقر شده است و در بعضی از حفره‌ها به جای زادآوری، با توجه به شرایط مختلف، گیاهانی نظیر سرخس و تمشک استقرار یافته است. بنابراین مطالعه در مورد اینکه آیا وجود یا عدم وجود زادآوری و یا به جای آن حضور گیاهان مزاحم تحت تأثیر رویشگاه (اقلیم، خاک و عوامل فیزیوگرافی) و عوامل طبیعی یا به خاطر دخالتهای انسان و دام و یا نامناسب بودن حفره‌ها از نظر ابعاد در اثر برداشت درختان در اشکوب‌های بالایی بوده، ضروری به نظر می رسد. با توجه به وضعیت زادآوری و پراکنده بودن حفره ها، ۱۳ حفره زادآوری با مساحت مختلف به عنوان قطعات نمونه مورد مطالعه در نظر گرفته شد. بعد اندازه گیریهای کمی از قبیل سن، ارتفاع، قطریقه و قطربرابرسینه نهالها در نقاط مختلف هر حفره انجام پذیرفت. درصد آمیختگی و ترکیب گونه ای در حفره‌های زادآوری نشان می دهد که گونه راش بیشترین فراوانی (۷۵%) را در منطقه مورد مطالعه تشکیل می دهد. سن نهالهای گونه راش در سطوح زادآوری تفاوت قابل ملاحظه ای نداشته و دارای یک دامنه ۶ تا ۸ سال می باشد. این مورد بیانگر این مطلب است که در ۶ تا ۸ سال گذشته، سال بذردهی راش بوده است.با افزایش سطح حفره ها، از تعداد نهالها در واحد سطح کاسته می شود و به عکس بر ارتفاع نهالها افزوده می شود. وضعیت شاخه دوانی گونه راش نشان می دهد که بیشتر نهالها وضعیت دو شاخه دارند. به طور عمومی با افزایش سطح حفره‌ها به میزان نهالهای دو یا چند شاخه اضافه می شود. نتایج این مطالعه نشان می دهد که برشها نباید در سطوح بزرگ زده شوند، بلکه گروههای کوچک تا متوسط سطح مطلوبی را جهت کمیت زادآوری و بهبود وضعیت کیفی نهالها ایجاد می کنند

مولف:هوشنگ شهنوازی, خسرو ثاقب‌طالبی, قوام الدین زاهدی امیری

دانلود نسخه pdf

بازدید: 17

مقایسه کارآیی تعرق و محتوی آب نسبی در هشت رقم یونجه در شرایط تنش ملایم خشکی

هشت رقم یونجه از لحاظ کارآیی تعرق و محتوی آب نسبی، به‌عنوان شاخص‌های مقاومت به خشکی، در آزمایشی گلدانی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار در گلخانه مورد مقایسه قرار گرفتند. میان ارقام مختلف یونجه از لحاظ مقدار مصرف آب و ماده خشک (علوفه) تولید شده در مراحل مختلف رشد و در هر دوره برداشت اختلافهای معنی‌داری وجود داشت. واریته‌های همدانی و دیابلوورده بیشترین و یزدی و سکوئل کمترین کارآیی تعرق را داشتند، اگر چه در مجموع اختلافهای میان آنها با احتمال بیش از ۹۵% معنی‌دار نبود. روند تغییرات محتوی نسبی آب برگ با کاهش رطوبت خاک در این دو گروه نشان داد که واریته‌های با کارآیی تعرق بالا در مقادیر کمتر رطوبت خاک، محتوی نسبی آب بالاتری دارند. ممکن است بالاتر بودن کارآیی تعرق ناشی از توانایی حفظ آب در شرایط خشک در بافتهای برگی یا حفظ محتوی نسبی آب برگ در حد زیاد باشد. با توجه به نتایج بدست آمده می‌توان گفت که ارقام همدانی و دیابلوورده به دلیل کارآیی تعرق زیادتر در شرایط تنش ملایم و حفظ محتوی آب نسبی زیاد برگ می‌توانند برای کشت در مناطق خشک و در شرایط بروز خشکی تدریجی مناسب باشند.

مولف: علی اکبر مقصودی مود, مهدی لردان

دانلود نسخه PDF

بازدید: 23

دو گونه جدید از جنس گون در ایران

نمونه‌های جمع‌آوری شده هرباریوم مرکزی ایران نامگذاری شدند. از میان نمونه‌های جمع‌آوری شده گونه‌های A. Juladakensis Maassoumi و A. karl- heinzii Maassoumi به عنوان گونه‌های جدید شرح داده می‌شوند. گونه‌‌های جدید به همراه دیاگنوز و شرح گیاه ارائه می‌شوند و با نزدیک‌ترین خویشاوندان خود مقایسه می‌گردند. نمونه‌های تیپ در هرباریوم مرکزی ایران نگهداری می‌شوند.

مولف:علی اصغر معصومی

دانلود نسخه pdf

بازدید: 29

فیلوژنی مولکولی قبیله Hedysareae با تأکید ویژه بر جنس Onobrychis بر اساس توالی‌های nrDNA ITS

تعداد ۵۳ گونه (۵۴ توالی) شامل ۲۸ گونه از قبیله Hedysareae، ۵ گونه از کلاد Vicioid و ۱۹ گونه از قبیله Galegeae از جمله دو گونه Glycyrrhiza به عنوان برون‌گروه با استفاده از توالی‌های nrDNA ITS در آنالیز فیلوژنی با روش بیشینه صرفه‌جویی قرار گرفت. آنالیز براساس وزن‌دهی مجدد پی‌درپی با شاخص سازگاری تصحیح شده فاش نمود که کلاد Vicioid اولین شاخه‌ای است که بدنبال آن کلاد Chesneya-Caragana و کلاد Astragalean به عنوان گروه‌های خواهری کلاد Hedysaroid قرار دارند. جنس Alhagi به‌عنوان پایه‌ترین تاکسون با بقیه کلاد Hedysaroid به خوبی متحد می‌شود. هرکدام از جنس‌های Ebenus و Taverniera تک‌تبارند و به طور ضعیف با هم متحد هستند. جنس Hedysarum تک‌تبار نیست و گونه‌هایش در سراسر کلاد Hedysaroid پخش هستند. Sulla یک جنس جداشده از Hedysarum، با در برگرفتن گونه Hedysarum humile گروه تک‌تبار به خوبی حمایت شده‌ای را تشکیل می‌دهد. جنس Eversmannia با کلاد Onobrychis خویشاوند است. خود جنس Onobrychis به علت قرار گرفتن دو گونه Hedysarum در میان گونه‌هایش تک‌تبار نیست و زیرجنس Onobrychis از جنس Onobrychis نیز تک‌تبار نیست، در حالیکه زیرجنس Sisyrosema یک کلاد قویاً حمایت شده‌ای را می‌سازد. در میان بخشه‌های چند گونه‌ای آنالیز شده از جنس Onobrychis، برخلاف بخشه Heliobrychis، بخشه‌های Dendrobrychis و Onobrychis ظاهراً تک‌تبار نیستند. در اینجا قبیله Hedysareac فقط مشتمل بر جنس‌های Alhagi, Ebenus, Eversmannia, Hedysarum, Onobrychis, Sulla, Taverniera, Corethrodendron وSartoria تعیین حدود می‌شود.

مولف:سمیه آهنگریان, شاهرخ کاظم‌پور اوصالو, علی اصغر معصومی

دانلود نسخه pdf

بازدید: 27